the best one

Guzel arkadaslarim sizler dunya için bi kisi ola bilirsiniz ama benim için bi dunyasiniz
.
friends are like puzzle pieces.If 1 goes away,that piece can never be replaced & the puzzle will never be whole again. you are a piece I wish to keep FOREVER

Bana bisey yazmak için chat boxa bas vurun ya da chat box altinda konuk defteri var

خدا رو می خوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام
خدا رو می خوام نه واسه مشکل و حل غصه هام
خدا رو دوست دارم نه واسه ی جهنم و بهشت
خدا رو دوست دارم ولی نه واسه ی زیبا و زشت
خدا رو می خوام نه واسه ی سکه و پول و مقام
خدا رو می خوام که فقط تو رو نگه داره برام
خدایا تو را به خاطر سه چیز سپاس گزارم: 
دادن هایت
ندادن هایت
گرفتن هایت
دادن هایت را نعمت
ندادن هایت را رحمت
گرفتن هایت را حکمت

در کنارم نیستی آرام باور میکنم
چشمهای خیسه خود را باز تر میکنم
عاشقت بودم تو هم مست دو چشمایه ترم
عاقبت از دوریت بر سینه خنجر میزنم
نام من رفت از دلت، خود را گرفتی از دلم
به خیالت من هوای یار دیگر می کنم
دردام همیشه بی صداس![]()

یه زن بی ستاره ![]()
هنوزم در پي اونم كه عشقش سادگي باشه

نگاهاي پر از مهرش پناه خستگي باشه

می بويمت که داغی نانت بگيردم
گرمای ناشی از هيجانت بگيردم
آنقدر تشنهام كه تصور نمیكنی
می نوشمت كه طعم دهانت بگيردم
شبهای دوردست و شراب سفيد و رقص . . .
نزديك بود بوی خيــانت بگيردم!
پا می شوم، صدای تو شبرا شكستهاست
بگـــذار انعـــكاس اذانــت بگيردم
سرگيجـــــهء هميشگی ابرها منم
میخواهد آســـمان به امانت بگيردم
میرقصم، از هوای تو سرشار، مثل باغ
آماده میشوم كه خــــزانت بگيردم


منتظر نباش كه شبي بشنوي
از اين دلبستگي هاي ساده ، دل بريده ام
! كه عزيز باراني ام را ، در جاده اي جا گذاشتم
يا در آسمان ، به ستاره ي ديگري سلام كردم
توقعي از تو ندارم ! اگر دوست نداري ، در همان دامنه ي دور دريا بمان
هر جور تو راحتي ! باران زده ي من
همين سوسوي تو از آن سوي پرده ي دوري
براي روشن كردن اتاق تنهاييم كافيست
من كه اين جا كاري نمي كنم
فقط گهگاه گمان دوست داشتنت را در دفترم حك مي كنم
همين
اين كار هم كه نور نمي خواهد
مي دانم كه به حرفهايم مي خندي ! حالا هنوز










گفته بودي که چرا محو تماشاي مني
آنقدر محو که يک دم مزه بر هم نزني
مژه بر هم نزنم تا که زدستم نرودناز چشمان تو به قدر مژه برهم زدني
گه تو دنيا هيچي هيچي نداشته باشي
مطمئن باش سه چيز هميشه مال تو هست
خداي مهربون، فکراي قشنگ،قلب کوچيک من

نمي دانم محبت را بر چه كاغذي بنويسم كه پاره نشود
برچه گلي بنويسم كه پرپر نشود
برچه ديواري بنويسم كه پاك نشود
بر چه آبي بنويسم كه هرگز گل آلود نشود
وسر انجام بر چه قلبي بنويسم
كه هرگز سنگ نشود
چشمم وقتي زيباست که پر از اشک باشه.
اشک وقتي زيباست که براي عشق باشه.
عشق وقتي زيباست که واسه تو باشه.تو وقتي زيبايي که واسه من باشي










کاش بودي تا دلم تنها نبود
تا اسير غصه فردا نبود
کاش بودي تا نگاه خسته ام بي خبر از موج و درياها نبود
کاش بودي تا دو دست عاشقم غافل از لمس گل مينا نبود
کاش بودي تا زمستان دلم اين چنين پر سوز و پر سرما نبود
کاش بودي تا فقط باور کني
بي تو هرگز زندگي زيبا نبود

سعی کن تنها باشی زیرا تنها بدنیا اومدی و تنها از دنیا خواهی رفت
بگذار عظمت عشق را درک نکنی...
زیرا انقدر عظیم است که تو را نابود خواهد کرد
بگذار خانه ی عشقت خالی از وجود باشد زیرا اگر عشقی در ان منزل کند
به ویرانه های ان هم رحم نخواهد کرد
اما اگر عاشق شدی سعی کن تنها یک نفر را دوست داشته باشی
سعی کن عشقی که داری عشقی پاک باشد.
با خنده ی او بخند و باگریه اش گریه کن
و تنها برای عشق خود قدم بردار...![]()
درگوش من آواي تو بود تو نبودي
دل زيرلب آهسته تمناي تو مي كرد
درحسرت ايماي تو بود تو نبودي
نقاشي دريا كه كشيدم تك وتنها
محتاج تماشاي تو بود تو نبودي
آن عطرقلم جوهرعشق ودل رسوا
خواهان هوسهاي تو بود تو نبودي
صد قافله دل به هواي سركويت
دل وسعت درياي تو بود تو نبودي
ديشب كه گل از آئينه ماه گل انداخت
درفكر تمناي تو بود تو نبودي



گفت:دلت برای من تنگ نشده است؟
![]()
گفتم:نه آنقدر که بخواهم برزبان بیارم
گفت :هنگام دیدن من چه با خود می آوری؟
گفتم:لوحی سفیدتر از آنچه ماه ها پیش یه من دادی
گفت:از کسی شکایت نداری؟
گفت :عشق را تقدیس میکنی یا عقل را؟
گفتم:هیچکدام ..خودم را
گفت:از من حاجتی بخواه؟
گفتم:می خواهم که حاجتی نداشته باشم
گفت:چه چیزی تو را خشنود میکند؟
گفتم:کامجویی ابدی
گفتم:از دیدن کامجویی دیگران
گفت:اگر اجازه دهم که نزدیکتر بیایی چه میکنی؟
گفتم:کمی دورتر می روم تا بیشتر نزدیکترم بخواهی
گفت:چون در خاک رفتی دوست داری که دوباره بیرون بیایی؟
اگه می خواهی بدونی چقدر دوست دارم برو زیر
بارون و قطره های بارون و بگیر اونایی رو که
می تونی بگیری تو منو دوست داری و اونایی
رو که نمی تونی بگیری من تو را دوست دارم![]()
![]()
خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ...
خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ...
خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي .....


دوستت دارم همچو طلوع خورشيد در سحر گاه عشق!
دوستت دارم همچو تكه ابرهای سفيدی كه در اوج آسمان آبی در حال عبورند!
دوستت دارم چون تو رو ميخواهم و تو نيز مرا ميخواهی!
دوستت دارم از تمام وجودم ، با احساس پر از محبت و عشق!
دوستت دارم بيشتر از آنچه تصور می كنی!
دوستت دارم ، همچو رهايی پرنده از قفس و پرواز پر غرور او در اوج آسمان ها ،
همچو امواج دريا كه آرام به كنار ساحل می آيند و آرام نيز به دريا
می روند، همچو غنچه ای كه آرام آرام باز می شود و گل می شود ،
همچو اواخر زمستان كه شكوفه های بهاری باز می شوند !
دوستت دارم همچو چشمه ای در دل كوه كه آرام جاری می شود بر روی زمين و
تبديل به آبشاری می شود كه از دل كوه سرازير می شود!
دوستت دارم همچو مهتابی كه شبهای تيره و تار را با حضورش پر از روشنايی ميكند!
دوستت دارم همچو باران ! بارانی كه تن تشنه دنيا را جان ميدهد و می شويد !
دوستت دارم چون چشمانت اين حقيقت قلبم را باور دارد !
دوستت دارم ، چون تو آخرين اميد زندگی منی ، و لياقت اين دوست داشتن را داری!
دوستت دارم تا حدی كه قلبم و احساسم ظرفيت اين ابراز
دوست داشتن را نسبت به تو داشته باشند!
دوستت دارم ، چون با باوری عميق در قلب من نشستی
و مرا هدف و اميد زندگی خود قرار دادی!
دوستت دارم چون از زندگی ودنيا گذشته ای تا با من بمانی !
دوستت دارم چون نگذاشتی حتی يك قطره اشك از چشمانم سرازير شود!
دوستت دارم چون كه ياری ام ميكنی تا از اين سيلاب زندگی به راحتی عبور كنم و
خودم را در دشت آرزوهايم همراه با تو ببينم!
دوستت دارم فراتر از باور يك رويا و فراتر از باور يك حقيقت!
دوستت دارم ، چون با اطمينان و اعتماد كليد قلب سرخ و پر از عشقت را به من دادی!
دوستت دارم چون كه با احساس پر از صداقت قلم سردم را بر روی كاغذ زندگی
ميكشم و اين شعر و ترانه ها را برايت می سرايم!
مجنونم از مجنون عاقل تر ، و ديوانه ام از فرهاد عاشق تر!
نگاه به قلب كوچك و پر از درد من نكن كه همين قلب
يك دنيا عشق و محبت در آن نهفته است!
نگاه به چشمهای آرام و خسته من نكن ، اين چشم يك دنيا اشك در آن است!
نگاه به چهره پريشان من نكن ، اين چهره عاشق چهره تو می باشد!
دوستت دارم چون كه تو اولين و آخرين معشوق من می باشی!
دوستت دارم چون زمانی كه دفتر عشق را می گشايی و ميخوانی با خواندن نوشته
هايم اشك از چشمانت سرازير می شود!


مثل یه گل
همیشه بهم می گفتی گل، اما نمی دونستم چرا؟ حالا که مثل یه
گل به دست تو پرپر شدم، تازه فهمیدم چقدر درست اندیش و
حسابگر بودی.
مهریه
من مهری ام رو می خوام. همین الان هم می خوام. می خوام
ازت بگیرم و بذارمش یه جای امن. جایی که جز من دست
هیچکی بهش نرسه. زودباش، قلبتو بده می خوام بذارمش
تو سینه خودم تا از این به بعد واسه من بتپه، فقط واسه
خودم.
برد و باخت
بارسلونا به رئال مادرید باخت، لاتزیو به یوونتوس اینتر به
میلان باخت، بایرلورکوزن به بایرن مونیخ.آرسنال به
منچستر یونایتد باخت و ... حریف همشان قدر بود
و من هنوز هم در تعجبم که چرا قلبم را به
چشمان تو باختم؟
روی یخ نوشتم آب شد روی برگ نوشتم باد برد روی سنگ نوشتم ریز شد
روی دریا نوشتم خشک شد روی ذهن نوشتم یاد برد روی چشم نوشتم یاربردهمچنان
روی قلبم نوشتم دوستت دارم. 



دلم خیلی گرفته
نمیدونم چرا ولی احساس خوبی ندارم.
دلم میخواد از این جا فرار کنم و برم یه جای دور ....
جایی که هیج کس من رو نشناسه......هیچ کس نباشه...سکوت و سکوت و سکون....
دلم می خواست کسی پیدا بشه و طاقت شنیدن این همه درد رو داشته باشه.....
این همه فکر واسه یه ذهن کوچیک....این همه درد ......این همه کلمه ی نگفته........
این همه سکوت.......................
تقدیم به رویایم
دست نوشته هایم برای تو....
دلم تنگ شده واسه یه خواب آرووم ... خوابی که اول وآخرش خیال تو نباشه
یادتونباشه ...خوابی که تو آره خودخودت، تو اون خواب باهام باشی نه
فکروخیالت نه یادت نه خاطراتت...خوابی که وقتی اومد آروم شه دلم ...
خوابی که توعمقش که رفتم پردغدغه نباشه خیالم ...خوابی که بااومدنش
غم نکاره تودلم ...خوابی که بااومدنش بیداری روبهش ترجیح ندم...خوابی که
منو از خواب باچشم گریون نپرونه... خوابی که بایادآوردنش تو بیداری،
اشکمام سرازیر نشه...خوابی که خیال باتوبودن برام تداعی نشه...خوابی
که اجازه یه باردیگه با تو بودنو بهم بده....خوابی که حرفی ازدوست داشتن
و عشق یه طرفه نباشه... خوابی که تابه چشام اومد هوای ابری اونو بارونی
نکنه...خوابی که تلخی بی تو بودنو به یادم نیاره...خوابی که چشام بی
قراراومدنش باشه...خوابی که باعث نشه حسرت یه نگاهت تو دلم
بمونه...خوابی که حکایت دلتنگیامو برات بگه ... خوابی که باور تنهایی
ودوریت واسم راحت شه...خوابی که تعبیرش برگشتن تو باشه...خوابی که
فاصله ای بین من و تو نباشه...خوابی که تو اوون دیگه دلداده گی ام بی
جواب نمونه... خوابی که روحمو به عرش آسمونا ببره ...خوابی که وجودمو
به عمق دریا ببره...خوابی که منو باخودش جایی که تو باشی ببره
اگه قراره بیای واقعاًبیانه توخواب وخیالم بذارباورکنم بیدارم توروخدانذاردیگه
باچشم گریون بخوابم وخوابی که تواوون بفهمی چقدردوستت داشتم ودارم
وخواهم داشت واسه همینم دلم نیوومد بهت بگم واسه خاطر دلم بمون اما
بدون هنوزم چشام بی قرار اوومدنتن .....


می خوام برای عزیزم چند جمله ای بگم و امیدوارم خوشش بیاد و بدونه که خیلی
دوسش دارم![]()
من اگر دبیر بود :
اگر دبیر فیزیک بودم بهت ثابت می کردم سوی نگاهت از مرکز قلبم میگذره![]()
اگر دبیر شیمی بودم نام تو رو توی قلبم پخش می کردم تا محلولی از محبت شود![]()
اگــر دبـيــر دينــي بــودم مي دونستــم کـــه بعـد از خــدا تــو رو ميپرستم![]()
اگر دبير جغرافيا بودم ميدونستم خوش آب و هواترين منطقه آغوش توست![]()
و اگر دبير زبان بودم با زبان بي زباني مي گفتم![]()
اره عزیز اگر روزی دبیر بودم این کارا را می کردم تا بدونی دوست دارم![]()

هرگز نگو دوسم نداری که میمیرم تویی همه وجودم، عمر ، زندگیم، با تو زندگی برام
زیباست اگر به من بهشتو بدن و بگن از تو دست بردارم قبول نمی کنم جهنمو ترجیح
میدم به شرطی که با تو باشم![]()
من خیلی شنیدم مگن می دونی فاصله بین انگشتات واسه چیه؟![]()
واسه اینه که یک نفر دیگه با انگشتاش این جای خالی را پر کنه پس باید و نزار این
فاصله ها خالی بمونه این فاصله ها فقط جای انگشتای توست و برای همیشه منتظره
آمدنت می موند![]()
